حکمرانی حِکمی؛ چارچوبی برای فقه نظام، از نظریه تا عمل
صفحه 7-23
عبدالحسین خسروپناه
چکیده این مقاله با هدف پاسخ به فرمان رهبر شهید انقلاب دربارۀ «مشارکت در تولید و تبیین نظامات اجتماعی» و عبور از شکاف میان نظریههای فقهی و حل مسائل عینی، تدوین شده است. پرسش محوری، چگونگی گذار از «نظام مطلوب» به «تحقق عملی» آن است. الگوی «حکمرانی حِکمی» چارچوبی تلفیقی بهشمار میآید که سه ضلع دارد: ۱. فقه نظام (ترسیم آرمان)؛ ۲. عقلانیت اسلامی (راهبری مبتنی بر اصول قرآنی، مانند حکمت و جهاد، برای تصمیمسازی در مسائل نوپدید)؛ ۳. فناوریهای نرم اجتماعی (ابزارهای تحقق، مانند الگوی غدیر تهران). این مقاله با نقد روش صرفاً قیاسی، بر ضرورت روش استقرایی مسئلهمحور تأکید میکند. در این روش، فقیه با شناخت مسئلهای عینی (مانند حکمرانی هوش مصنوعی)، نیازهای حکمی، راهبردی، و اجرایی آن را تفکیک میکند. این فرایند در الگوی سهمرحلهای فقاهت (کشف، طراحی و تحقق) نظاممند شده است. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که مشارکت در «تولید» نظامات، معطوف به فقه نظام است؛ اما مشارکت در «تبیین» و تحقق، مستلزم حکمرانی حِکمی است. پیشنهادهای عملی این نوشتار نیز شامل تشکیل کارگروههای مشترک مسئلهمحور و بازنگری در آموزش حوزوی است.

