مطلوبیت اجتهاد در سفراء دولت اسلامی از منظر فقه حکومتی
دوره 2، شماره 2، آذر 1404، صفحه 91-120
محمدصادق آسیم
چکیده مقاله حاضر به بررسی جایگاه و اقتضای فقاهت در منصب سفارت در دولت اسلامی از منظر فقه حکومتی میپردازد. هدف اصلی این پژوهش، تبیین این نکته است که نمایندگی رسمی نظام اسلامی در خارج از مرزها، تنها یک مأموریت دیپلماتیک نیست، بلکه مسئولیتی فقهی، شرعی و راهبردی است که پیوندی عمیق با اجتهاد، عدالت، استقلال و دعوت به اسلام دارد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای است که به کاوش فقهی در متون اسلامی میپردازد. این پژوهش در پی پاسخ به سوال کلیدی نیاز سفیر دولت اسلامی به احراز شرط فقاهت و تأثیر نظریه دولت اسلامی بر فقاهت سفیر است. یافتهها نشان میدهد که تحقق اهداف بنیادین سیاست خارجی دولت اسلامی، یعنی دعوت به توحید و تبیین آموزههای دینی، مستلزم نمایندگانی با بنیه علمی دینی و قدرت تحلیل فقهی است. مقاله با ارائه ایده «سفیر فقیه» بر پایه فقه حکومتی، تأکید میکند که اقتضای وظایف سفیر نیازمند نوعی از فقاهت و تخصص موضوعی و حکمی است. این رویکرد، دیدگاههای حداقلی و عرفمحور را به چالش میکشد. شواهد تاریخی و تحلیل گستره اختیارات سفیر، نشان میدهد که فقاهت، معیار مهم در انتخاب نمایندگان سیاسی بینالمللی است.
